سفارش تبلیغ
مرکز داده تبیان
من ... هستم !

من ... هستم !


هیچ کس فکر نکرد که .... سه شنبه 23/5/86 ساعت 8:46 عصر
هیچکس فکر نکرد که ...

در آبادی ویران شده دیگر نان نیست


و همه مردم شهر بانگ برداشته اند


که چرا سیمان نیست؟!


و کسی فکر نکرد که


چرا ایمان نیست!


وزمانی شده است


که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست.


حمید مصدق


شاد باشید هلنا ...


نوشته شده توسط: هلنا


ِْلیست کل یادداشت های این وبلاگ

هیچ کس فکر نکرد که ....
[عناوین آرشیوشده]

خانه
مدیریت
پست الکترونیک
شناسنامه
 RSS 

:: کل بازدیدها ::
1259


:: بازدیدهای امروز ::
1


:: بازدیدهای دیروز ::
0



:: درباره من ::

من ... هستم !

مدیر وبلاگ : شکوفه[7]
نویسندگان وبلاگ :
هلنا[1]
معین[0]

:: آرشیو ::

تابستان 1386 [6]



::( دوستان من لینک) ::

شیطونی

:: خبرنامه ::